معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

772

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

اما ذكر وفات اسرائيل اللّه و تواريخ عمر مبارك او مستبصران تواريخ و آثار و مستحضران احاديث و اخبار در كتب خويش محرّر و در تأليفات خويش مقرّر چنين ساخته‌اند كه بعد از آنكه بنو اسرائيل بفراغ بال و رفاه « 1 » حال مدّت مديد در مصر به مواصلت و مصاحبت يكديگر گذرانيدند تا به روايت اصح مدّت بيست و چهار سال به رفاهيّت تمام باختتام رسانيدند ، و چون مدّت مذكور انقضا پذيرفت ناگاه از جريان احكام قضا موكّل اجل فنا ، حلقه تقاضا بر در دولت‌خانهء يعقوب فروكوفت و زنجير ابواب خلوت‌سراى او را در حركت درآورد ، و چون اسرائيل دانست كه از آسيب دست‌آويز عزرائيل پاى قرار را مجال فرار متصوّر نيست ، فرزندان را بخواند و شرائط وصيّت بجاى آورد و از ايشان بر سبيل استفسار سؤال فرمود . چنان كه حقّ تعالى در قرآن بيان كرده است « إِذْ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ » و بعد از آن فرمود « يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ » . آنگاه يوسف را وصى و وليعهد گردانيد و فرمود چون از اين منزل فانى به وطن اصلى مراجعت نمايم ، مرا در مونس‌آباد قدس با ابراهيم و اسحاق هم وثاق گردان و به رتبهء همنشينى صالحان و صديقان رسان و هنوز از امثال اين مقال فارغ نشده بود كه هماى بلند پرواز روح مطهّرش در صحبت مقرّبان درگاه ملك متعال بجوار رحمت حضرت ذو الجلال جلّ جلاله خراميد و عالم ناپايدار را از فضائل

--> ( 1 ) - ح : و رفاع حال .